برای پرویز هدایتی مه فر گرامی
-
تاریخ: 1402/5/1 ساعت: 21:41
دوستان من کجا هستند؟ روزهاشان پرتقالی باد.
تو تمام منی در من
-
تاریخ: 1402/5/1 ساعت: 21:41
تو تمام منی در من دروغ؟ یا راست؟
نفهمی
-
تاریخ: 1398/8/27 ساعت: 6:31
پزشکان اصطلاحاتی دارندکه ما نمی فهمیم ما دردهای داریم که آنها نمی فهمندنفهمی بد دردی استخوش به حال دامپزشکان.
هنجار
-
تاریخ: 1398/8/27 ساعت: 6:31
آوخ! هنوز زخمیم و رنج می برمدنیا هر آنچه داشت بلا ریخت بر سرممردم چه می کنند که لبخند می زنندغم را نمی شود که به رویم نیاورمقانون روزگار چگونه ست کین چنیندرگیر جنگ تن به تنی نا برابرمتو آنقدر شبیه به
معشوق معمولی
-
تاریخ: 1398/8/27 ساعت: 6:31
در دفتر شعر من، این دیوان معمولیمحبوب من ماهی است با چشمان معمولیبر عکس آهوهای حیران در هزاران شعراو نیز چیزی نیست جز انسان معمولیبا پای خود دور از پری دُم های دریاییعمری شنا کرده است در یک وان معمولی
روز آخر پاییز
-
تاریخ: 1398/8/27 ساعت: 6:31
يك روز بی خبر بی چمدان و بی چتر می روم وتــــو هيچ كجای دنيا پيدايم نميكنی می روم تا دلواپسی هايم به يقـــه ی كتت نچسبد تا دلتنگی هايم هی نپيچد به دست وپايت كه كلافه نشوی از "كجـــــايی" های من دارد باد می آيد پنجره را ببند می ترسم زودتر از موعد، رفتــــن به جانم بيفتد از سرما می ترسم و از انتظارهای...
نعمت
-
تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 15:26
فقیر کوری با گیتی آفرین می گفتکه ای ز وصف تو الکن زبان تحسینم به نعمتی که مرا داده ای هزاران شکرکه من نه در خور لطف و عطای چندینم خسی گرفت گریبان کور و با وی گفتکه تا جواب نگویی ز پای ننشینم من ار سپاس جهان آفرین کنم نه شگفت که تیز بین و قوی پنجه تر ز شاهینم ولی تو کوری و نا تندرست و حاجتمند نه چون ...
الاکلنگ
-
تاریخ: 1395/7/6 ساعت: 22:07
مانند شیشه ای که خریدار سنگ بوداین دل شکستن تو برایم قشنگ بودرویای باشکوه رسیدن به ساحلتآغاز خودکشی هزاران نهنگ بودماه شب چهاردهی که تصاحبتچون حسرتی به سینه ی صدها پلنگ بودخوشبخت آن دلی که برای تو می تپیدخوشبخت آن دلی که برای تو تنگ بودتو یک جهان تازه پر از صلح و دوستیمن کشوری که با همه در حال جنگ ب...
فقر
-
تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 20:21
پدرم فقیر بود پدر بزرگم هم من فرزندی ندارم شاید شاید فقر تمام شود.
برف
-
تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 20:21
نه عزیز من!همه شبیه هم نیستندبرف برای خیلی ها...نه زیباست...و نه رمانتیک.
مادر
-
تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 20:21
کهکشانها کو زمینم؟ زمین کو وطنم؟ وطن کو خانه ام؟ خانه کو مادرم؟ مادر کو کبوترانم؟ من گم شدم در تو یا تو گم شدی در من ای زمان؟
دو چشم تو
-
تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 20:21
ای روشنای چشم تو را آب مشتری بر قرمز لبان تو عناب مشتری در چار سوق میکده های دو چشم تو کیفیت نگاه تو را خواب مشتری.
فراموشی
-
تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 20:20
ماندهامچگونه تو را فراموش كنماگر تو را فراموش كنمبايد سالهايی را نيز كه با تو بودهامفراموش كنمدريا را فراموش كنمو كافههای غروب راباران رااسبها و جادهها رابايد دنيا رازندگی راو خودم را نيز فراموش كنمتو با همه چيز درآميختهای!
زندگی
-
تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 20:20
میزی برای کار کاری برای تخت تختی برای خواب خوابی برای جان جانی برای مرگمرگی برای یاد یادی برای سنگ.این بود زندگی؟
مسلمانی
-
تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 20:20
واعظی پرسید از فرزند خویشهیچ میدانی مسلمانی به چیست؟صدق و بی آزاری و خدمت به خلقهم عبادت هم کلید زندگیستگفت:زین معیار اندر شهرمایک مسلمان هست آن هم ارمنیست.
با تو بودن
-
تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 20:20
لحظه های با تو بودناز زندگی ام حساب نمی شوداز آخرتم حساب می شوداز بهشت.
مدارا
-
تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 20:20
می توانی از دوست داشتنم برگردی؟ دوست داشتن که خیابان نیست تاکسی بگیری بنشینی پیشانی ات را به شیشه بچسبانی آه بکشی و برگردی به پیش از آن نه نمی شود ! با دوست داشتنم کنار بیا مثل پیرمردها که با لرزش دست هایشان.
قو
-
تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 20:20
گم می شوم در جست و جوهایی که داری در پیچ تند سمت و سوهایی که داری ماهی منم حالا که هی لب می زنم بر ته مانده ی آب وضوهایی که داری توفان بپا کن تا بمیرم در شلال گرداب وحشتناک موهایی که داری وا کن دو پلکت را که بنشینم میان دریای چشمت، پیش قوهایی که داری چیزی ندارم،تا ابد باید بمانم شرمنده ی این خلق و خ...